رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است

شانزدهم خرداد سالروز وفات نادر ابراهمی نویسنده و شاعر معاصر است.
در این روز بخش هایی از کتاب "بار دیگر شهری که دوست می داشتم" را برایتان می گذارم.

نه هلیا!
تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است.
تحمل اندوه از گدایی همه شادی ها آسان تر است.
سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد.
چه چیز مگر، هراسی کودکانه در قلب تاریکی،  آتش طلب می کند؟
مگر پوزش، فرزند فروتن انحراف نیست؟
 نه هلیا...
بگذار که انتظار، فرسودگی بیافریند؛ زیرا تنها مجرمان التماس خواهند کرد.
و ما می توانستیم ایمان به تقدیر را مغلوب ایمان به خویش کنیم.
آن گاه ما هرگز نفرین کنندگان امکانات نبودیم...

 

"نادر ابراهیمی"
برگرفته از کتاب: "بار دیگر شهری که دوست می داشتم"

+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٦/۳/۱٦
comment نظرات ()

تازگی ذات عشق است



شانزدهم خرداد سالروز وفات نادر ابراهمی نویسنده و شاعر معاصر است. در این روز خواستم بخشهایی از کتاب یک عاشقانه آرام را برایتان بگذارم.

 
مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادنِ گل های باغچه، به عادتِ آب دادنِ گل های باغچه بدل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ،
پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن.
تازگی، ذاتِ عشق است و طراوت. بافتِ عشق.
چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟
عشق، تن به فراموشی نمی سپارد، مگر یک بار برای همیشه.
جامِ بلور، تنها یک بار می شکند.
می توان شکسته اش را، تکه هایش را، نگه داشت . اما شکسته های جام، آن تکه های تیزِ برَنده، دیگر جام نیست.
 احتیاط باید کرد. همه چیز کهنه می شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز.
بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند
 

نادر ابراهیمی
از کتاب: یک عاشقانه آرام



+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٦/۳/۱٦
comment نظرات ()

خوشبختی عروسکی با خمیر عشق و ایمان است

 شانزدهم خرداد سالروز وفات نادر ابراهمی نویسنده و شاعر معاصر است. در این روز خواستم بخشهایی از کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم را برایتان بگذارم.

 

عزیز من!
خوشبختی، نامه­ای نیست که یکروز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دست­های منتظر تو بسپارد.
خوشبختی،
ساختن عروسک کوچکی است از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...
به همین سادگی،
به خدا به همین سادگی؛
اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر...
خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز، لوازم و شرایط، اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم
 که خود نیز درمانده در شناختنش شویم...
خوشبختی،
همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است...

 

 

نادر ابراهیمی
نامه سی و چهارم
از کتاب: چهل نامه کوتاه به همسرم،

 نشر روزبهان


+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٦/۳/۱٦
comment نظرات ()

فنون دلبری

فنون دلبری نام کتابی است از حسین شیردل که به تازیگی انتشارات هزاره ققنوس منتشر کرده است.

این کتاب با شمارگان 1100 نسخه و قیمت  9600تومان در اختیار علاقمندان به شعر و شاعر قرار گرفته است

ابیاتی از فنون دلبری را با هم زمزمه می کنیم.

 

 

آن جا که عشق با زِبری زیر می شود

دلبر به انتظار، نمک گیر می شود

 

فهمیده ای چرا به غذا لب نمی زنم؟

آدم که خون دل بخورد سیر نمی شود

 

 

این هم لینک خرید کتاب از سایت خانه کتاب

 

+ رضا حاجی آبادی ; ٩:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٦/۳/٢
comment نظرات ()

وقتی نباشی ...

این غزل را از مجموعه شعر آقای دکتر عبدالحمید ضیایی به نام "کتاب ترید" انتخاب کرده ام. کتابی که سال گذشته برگزیده جشنواره شعر فجر شد و چاپ سومش در سی امین نمایشگاه کتاب تهران پر فروش بود...



دلتنگ و ویران، در خیابان های ِ بی تو
می گریم امشب زیر ِ باران های ِ بی تو

وقتی نباشی، دهلی و تهران و لندن
فرقی ندارد نام ِ زندان های ِ بی تو

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٦/٢/٢٥
comment نظرات ()

در نمایشگاه کتاب حضور داریم

 

دوستانی که تمایل دارند کتابهای انتشارات هزاره ققنوس را که بخشی از مطالب این وبلاگ از آنها برداشته شده تهیه کنند می توانند غرفه ما در  نمایشگاه کتاب تهران مراجعه کنند.

نشانی غرفه ما

سالنA1

راهرو 6

غرفه 2

هزاره ققنوس در نمایشگاه کتاب/ سالن A1/راهرو 6 غرفه 2

+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٦/٢/۱٢
comment نظرات ()

با من حرف بزن

در آستانه روز پدر:

این مطلب را برای تمامی پدران و از کتاب در دست انتشار شاعر گرانقدر محمود اکرامی انتخاب کردم.

کتاب «حال ساده» بزودی توسط انتشارات هزاره ققنوس منتشر خواهد شد.

 



با من حرف بزن
«نزدیک‏تر بنشین، با من درد دل کن»، با من که آفتابم زودتر به لب بام می‏رسد.
با من حرف بزن، از ته دل، چرا که دل خاستگاه خداوند است.
با من حرف بزن، با آن نگاهت که مثل دریای روبرویمان وسیع است که مثل آسمان بالای سرمان آبی است و پرندگان از هر کجا که زمین را ترک کنند در گوشه‏ای از آن قدم می‏زنند.
با من حرف بزن، با من که هزار پیراهن سپید را پیش¬تر از تو در باد قصیده کرده‏ام و در چشمان تو «رستمی» خارج از شاهنامه‏ام.
من هستم، همان مردی که آرزوی داشتنت ریشش را سپید کرد، همان مردی که با اولین گریه تو عمیق‏ترین خنده‏هایش را به پایت ریخت.
همان مرد بزرگی که وقتی گریه می‏کنی دست و پایش را گم می‏کند و هرگاه تو تب می‏کنی، او سردش می‌شود، عرق می‌کند، می‏میرد.
من پدر توام، اما سهم تو از زندگی بیشتر از من است درست مثل همین آبمیوه‏ها، که دو برابر سهم من، مال تو شد.
من هر چند بزرگتر از توام، اماه تو به دلت نزدیک‏تری، تو چشم‏هایت زلال‏تر است و هنوز پاهایت آنقدر بزرگ نشده که از گلیمت درازتر بشود.
با من حرف بزن پسرم‌! سکوت موریانه‏ای است که چهار ستون جانمان را می‏جود.
برای من غزل‏های تازه سروده‏ات را بخوان، ترانه‏های زندگی‌ات را در گوشم زمزمه کن، بگذار همهمه حیات گوش ماهیان دریا ندیده را کر کند.
با من حرف بزن، از افق‏های دوری که دُرناها را گم می‏کند، از کوچک شدن کفش‏هایت، از کاپشن سبز رنگی که پارسال گم کردی، از توپ پلاستیکی قرمز رنگت که مرد همسایه پاره کرد، از .... با من حرف بزن. لطفا، حرف بزن.


+ رضا حاجی آبادی ; ۳:۳٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٦/۱/٢۱
comment نظرات ()

دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت

دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت
اشکم همه در دیدهٔ گریان میسوخت

میسوختم آنچنانکه غیر از دل تو
بر من دل کافر و مسلمان میسوخت
 

 

شیخ ابوسعید ابوالخیر

+ رضا حاجی آبادی ; ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٥/۱٠/٢٢
comment نظرات ()

← صفحه بعد