رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

در طریقت ما شرط اول تر دامنی است

می توانم بگویم در هر فیلمی که از مرحوم علی حاتمی دیده ام یک دیالوگ ماندنگار وجود دارد.

در فیلم دلشدگان که با صدای جاودانه استاد شجریان همراه است جمله ای از دهان امین تارخ بازیگر نقش خواننده خارج می شود که بیشتر به شعر می ماند تا یک دیالوگ. او بری ترسیم دشواری راه می گوید:

در طریقت ما شرط اول تر دامنی است و آدم خیس هراس بارون نداره!

+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
comment نظرات ()

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

این غزل را در کتاب "سیاه مشق " هوشنگ ابتهاج وقتی دیدم و مرا جذب کرد.

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست

گوش کن! با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

 


نشانی کانال "رقص واژه ها"  در تلگرام
@vajehbazi

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ٦:٥٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/۱٠/۱۱
comment نظرات ()

دنبال شریک جرم بودم، حوّا

من سیب به خاطرت ربودم، حوّا
از عشق برای تو سرودم، حوّا
شرمنده، که اصل واقعیت این بود
دنبال شریک جرم بودم، حوّا

 

این رباعی در تازه ترین کتاب علیرضا دهرویه با نام - شغل جدید ابلیس- منتشر شده

+ رضا حاجی آبادی ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
comment نظرات ()

سهراب2 : در جنگل من، از درندگی نام و نشان نیست!

در جنگل من، از درندگی نام و نشان نیست!

 

سهراب سپهری * از هشت کتاب ص١۶۴

+ رضا حاجی آبادی ; ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٩
comment نظرات ()

سهراب1:گاه زخمی که به پا داشته‌ام

گاه زخمی که به پا داشته‌ام
زیر و بم‌های زمین را به من آموخته است.

 

سهراب سپهری * از هشت کتاب ص٢٩۶

سهراب سپهری شاید بهترین شاعری معاصری باشد  که بازی واژهایش در ذهنها ماندگار شده است. حداقل ١٨٠٠ واژه که بالغ بر ٢٠صفحه می شود را از میان آثار این بزرگ شاعر معاصر انتخاب کرده ام که بعدها با هم مرور خواهیم کرد.

+ رضا حاجی آبادی ; ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٩
comment نظرات ()

امروز شاید باید از خون گلو خورد

امروز شاید باید از خون گلو خورد
نان شرف از سفره های آرزو خورد

خشکیده چاه زمزم اما وحشتی نیست
گر تشنه باشی می شود از آبرو خورد

 

سید ضیاالدین شفیعی* از کتاب شرح خوابهای گمشده

سال ١٣٧۶ بود که همراه با تولد این غزل آن را از زبان شاعر شنیدم و در ذهنم نشست

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٩
comment نظرات ()

نان و عشق و گل

داد زد چرا کسی به دادمان نمی رسد؟
دست های عاشقانه تا دهان نمی رسد

داد زد تمام چیز ها ی خوب از شماست
نان و عشق و گل چرا به دیگران نمی رسد

گفت ای خدای مهربان ،به من بگو چرا
حرفهای ما به گوش آسمان نمی رسد

گفتم آری آری اعتراض و عشق حق ماست
حق مردمی که دستشان به نان نمی رسد

منکران عشق را نگاه کن ،‌تمامشان
عاشق اند و عاشقی به فرکشان نمی رسد


                                            علیرضا قزوه-از کتاب شبلی و آتش

+ رضا حاجی آبادی ; ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٠/۸
comment نظرات ()

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

این عنوان یک مصرع از مثنوی بلند محمود اکرامی فر شاعر هم ولایتی من است که سر عنون وبلاگش  نیز هست.

این مثنوی بلند با این ابیات آغاز می شود

از بیابان بوی گندم مانده است
عشق روی دست مردم مانده است

 

با این ابیات  جاودانه ادامه می یابد .

سمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد در یا و طوفانی شدیم

بغض چندین ساله ی ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد
عشق مارا باز هم شرمنده کرد

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٧
comment نظرات ()

درد واره‌ها

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

 

* بار اول درد واره  قیصر را از رادیو شندیدم نمی دانم کی ولی تا شاعر این واژه  های درد آلود را نیافتم بیکار ننشستم

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٧
comment نظرات ()

لازم نیست حتماً دروغ بگویی

 

لازم نیست حتماً دروغ بگویی

تا دوستت بدارند

هنوز هم مشتریانی دارد حقیقت

 

*از کتاب سوء تفاهم سروده علی داوودی

+ رضا حاجی آبادی ; ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٧
comment نظرات ()

که عشق آسان نمود اول

اولین بیت خواجه شیراز شاه شاعران دنیا شاید ماندنی ترین بیت اعصار برای علاقمندان شعر باشد.

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

+ رضا حاجی آبادی ; ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٧
comment نظرات ()

در باره رقص واژه ها

نام این وبلاگ را هرچه که دوست دارید بگذارید، اما من می‌خواهم نامش را « رقص واژه ها » بگذارم.
همه ما از زمانی که با  واژها آشنا شدیم و خواندن و نوشتن را آموختیم، در ذهن خود  اشعار، جملات، سخنان و نقل قول‌هایی را داریم که برای همیشه در ذهنمان ماندگار شده است. من می‌خواهم در این حس عجیب و دوست داشتنی یادآوری این کلمات ماندگار که زاییده رقص و  بازی واژه هاست با  هم شریک شویم.
بی شک تنها زمانی کنار هم قرار گرفتن واژه ها دلپذیر می‌شود که یک ذهن عاشق ، صادق و آرام آنها را مثل قطعات یک سمفونی کنار هم بگذارد.
 برای نام انگلیسی وبلاگ هم «لید lid» را انتخاب کرده ام ، می دانید که در روزنامه نگاری  تاثیرگذارترین بخش خبر را لید می گویند. بی ربط با موضوع من هم نیست. هست؟

+ رضا حاجی آبادی ; ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٧
comment نظرات ()