رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

عشق است و قاتل است و مدارا چه‌سان کنم

این ابیات را بار اول حدود سال 1370 از زبان دوست هنرمند و مرحومم حمید شاه‌محمدی شنیدم. شاید همین روزها بود که هر دو بدلایلی حس و حال کلاس رفتن را نداشتیم و او بدون مقدمه شروع به آواز خواند کرد ...  آوازی که به زعم من از خواننده اصلی آهنگ زیباتر و حزن آلودتر بود.شاید همین آواز عجیب بود که این ابیات را برایم ماندگار کرد....

 

می رفت اصمعی و به سنگی نبشته دید

 بیتی را که حیرت هر کس فزون کند

 

"کای جمع عاشقان ،به خدا آگهی دهید

 هر کاو به دام عشق در افتاد چون کند "

 

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٧
comment نظرات ()

منادیِ شرع در خروش است و واعظ شیب بر بنا گوش و تو از حرص، بی عقل و هوش

منادیِ شرع در خروش است و واعظ شیب بر بنا گوش و تو از حرص، بی عقل و هوش

 وقتی این نثر مسجع را  از قاضی حمیدالدین ابوبکر محمد بن عمر بن علی بلخی(قاضی القضاه حمیدالدین ابوبکر محمودی متوفی به سال 559)، درکتاب فارسی دبیرستان خواندم برای اولین بار از اینگونه نثر خوشم آمد.

* بدان که خدای که این افلاک را بر پای بداشت و این املاک را بر جای، که هر حسنه ای را مکافاتی و هر سیئه ای را مجازاتی، هر حلالی را حسابی و هر حرام را عذابی است.

* چندین بشیر و نذیر بر درِ تو آمدند، تو بدان پند نپذیرفتی و چندین حُکمِ محکم و قضای مُبرم (استوار) به سر تو رسید، اعتبار نگرفتی. در شارعِ شریعت بازی ها کردی و با منادیانِ حق طَنّازی ها نمودی. باش تا اجلِ معهود، دامنِ اَمَلِ (آرزوی) نامحدود بگیرد و چراغِ حیات به وزشِ بادِ ممات فرو می‌رد.

 

+ رضا حاجی آبادی ; ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٦
comment نظرات ()

ز بس در گلو عقده دارد دلم

این غزل عباس براتی پور را از زبان خودش در شب شعر دوشنبه های حوزه هنری حدود دهه 80 شنیدم و در دفترم یادداشت کردم.

 

ز بس در گلو عقده دارد دلم
به زانوی غم سر گذارد دلم

چنان داغدار توام روز و شب
که خونابه از دیده بارد دلم

تو را ای خدایی ترین آرزو
به دست خدا می‌سپارد دلم

تو رفتی ولی یاد تو ماندنی است
پس از تو چنین می‌نگارد دلم

اسیرم اسیر غم عشق تو
سر کوی تو خانه دارد دلم

+ رضا حاجی آبادی ; ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
comment نظرات ()

نان نیروی شگفت رسالت را مغلوب کرده بود

بی شک شعر آیه های زمینی از دفتر تولدی دیگر فروغ فرخزاد فریادی برای مردم جهان و آینده بشریت است.

شاید اگر کسی نداند که فروغ 45 سال پیش مرده تصور می‌کند شاعری امروزی شعر را برای حال امروز جهان گفته است.

حال امروز جهان و بشر خوب نیست!

دیگر کسی به عشق نیندیشد
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچ کس
دیگر به هیچ چیز نیندیشید
در غارهای تنهایی
بیهودگی به دنیا آمد
خون بوی بنگ و افیون می داد
زنهای باردار
نوزادهای بی سر زاییدند
و گاهواره ها از شرم
به گورها پناه آوردند
چه روزگار تلخ و سیاهی
نان نیروی شگفت رسالت را
مغلوب کرده بود

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٤
comment نظرات ()

پرواز را بخاطر بسپار

24 بهمن سال روز مرگ فروغ فرخزاد است. شاید بتوان گفت فروغ تاثیر گذارترین شاعر زن پارسی است که بزرگانی مثل سهراب ، مصدق  ،‌شاملو ، سیاوش کسرایی و .. نیز از او تاثیر گرفته اند.

اولین شعری که او به ذهن هر علاقمندی می‌رسد « پرواز را بخاطر بسپار / پرنده مردنیست » است.

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٤
comment نظرات ()

و انسان هرچه ایمان داشت پای آب و نان گم شد

این شعر علیرضا قزوه را اگر اشتباه نکنم در کتاب از نخلستان تا خیابان دیدم. لحن حماسی این غزل را می پسندم

 

و انسان هرچه ایمان داشت پای آب و نان گم شد

زمین با پنج نوبت سجده در هفت آسمان گم شد

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
comment نظرات ()

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

بار اول شاید این رباعی شیخ ابوسعید ابوالخیر (ابوسعید فضل‌الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم  مشهور به شیخ ابوسعید ابوالخیر۳۵۷-۴۴۰ قمری  از عارفان بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری) را در فیلم پری داریوش مهرجویی شنیدم:

 

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد                      احسان ترا شمار نتوانم کرد

گر برسر من زبان شود هر مویی                  یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

 

+ رضا حاجی آبادی ; ٧:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٦
comment نظرات ()

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

اگر بگویم سعدی و حافظ را با صدای شجریان دوباره یافتم گزاف نگفته ام.یکی از غزلهای حافظ هم همین ابیات است که بهتر است دوباره و چند باره آن را خواند.

شاید خیلی از افرادی که ضرب المثل  یا رب مباد آن که گدا معتبر شود را استفاده می کنند ندانند این ضرب المثل بیتی از حافظ است.

 

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

 

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٦
comment نظرات ()

از بام خانه تا به ثریا از آن تو

این ابیات وحشی را در سالهای نوجوانی از زبان دایی خود شنیدم و امروز بعدی یک جست و جو در اینترنت توانستم آن را دوباره بیابم:

اسم شعر مانده بابا است و داستان دو برادر است در برای تقسیم میراث پدر با یکدیگر گفت و گو می‌کنند.

زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو

بد ای برادر از من و اعلا از آن تو

 

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ٦:۳۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٦
comment نظرات ()

در دل و جان خانه کردی عاقبت / هر دو را ویرانه کردی عاقبت

این شعر مولانا را استاد شجریان در آلبوم دل مجنون خوانده است:

در دل و جان خانه کردی عاقبت / هر دو را ویرانه کردی عاقبت

آمدی کاتش در این عالم زنی / وانگشتی تا نکردی عاقبت

ای ز عشقت عالمی ویران شده / قصد این ویرانه کردی عاقبت

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٦
comment نظرات ()