رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

ساده لوحی

به گفته یکی از دوستان این ابیات از صائب است

 

بس که از ساده لوحی با خلق جهان دوست شدم

هر که دندان می‌کشد من درد دندان می‌کشم

+ رضا حاجی آبادی ; ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۳/٢٤
comment نظرات ()

مرجان لب لعل تو مرجان مرا قوت

می گویند این ابیات هم از سعدی است نمی دانم چرا هر چه زمان می گذرد فکر می کنم در حق سعدی جفا شده . غزلیات این شاعر بزرگ ایرانی هنوز هم برای برخی از ما به اندازه غزلیات حافظ شاخته شده نیست ....

دوستی کامنت گذاشته و اعلام کرده : این شعر سروده شاطر عباس صبوحی است.

یاقوت لب لعل تو مرجان مرا قوت

یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت

 قربان وفاتم به وفاتم گذری کن

تابوت همی بشنوم از رخنه تابوت

 

+ رضا حاجی آبادی ; ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۳/٢٤
comment نظرات ()

نغمه حسرت

این شعر رهی معیری را بار اول در آلبوم یاد ایام استاد شجریان شنیدم:

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۳/٩
comment نظرات ()

من خواب دیده ام که کسی می آید

این شعر فروغ را شابید بتوان یکی از اشعار مذهبی خوب این شاعر معاصر دانست.

من خواب دیده ام که کسی می آید
من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام
و پلک چشمم هی میپرد
و کفشهایم هی جفت میشوند
و کور شوم
اگر دروغ بگویم
من خواب آن ستاره قرمز را
وقتی که خواب نبودم دیده ام
کسی می آید
کسی می آید
کسی دیگر
کسی بهتر
کسی که مثل هیچکس نیست ،


ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۳/٩
comment نظرات ()

گویند مرا چو زاد مادر

شاید ماندگار ترین شعری که برای مادر در حافظه نوجوانی من و خیلی از همسالانم  است این شعر ایرج میرزا باشد .

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهان گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره من

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه گل شکفتن آموخت

پس هستن من ز هستن اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

 

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۳/۳
comment نظرات ()