رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

گاهی اوقات مرگ تنها راه حل است

چند وقت پیش فیلم «زندگی دیگران»  ( Das Leben der Anderen)، ساخته فلورین هنکل فون دونرس مارک کارگردان آلمانی را دیدم این فیلم اولین ساخته این کارگران آلمانی است که  در سال۲۰۰۶پس از دریافت تعداد زیادی جایزه از جشنواره های مختلف، برنده اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد .

آنچه بیش از داستان تاثیر گذار فیلم برایم جالب بود برخی از دیالوگ های آن بود . 

برخی از دیالوگ های فیلم عبارتند از:

  • بهترین راه برای آگاهی از گناهکار بودن یک نفر سوال کردن از اوست تا زمانی که همه چیز را قبول کند(بازجوی اشتازی هنگام سخنرانی در یک دبیرستان برای دانش آموزان)
  • تو هرچیزی که بخواهی می تونی بسازی ولی افکار مردم به این راحتی عوض نمیشه(وزیر اشتازی خطاب به گئورگ دریمن)
  • بعضی وقت ها امید تنها چیزی است که مردم را زنده نگه می دارد(گئورگ دریمن)
  • دیگه نمی تونم تو این کشور بمونم نه مردم درستی داره نه آزادی بیان. این سیستم من رو دیوانه می کند از طرفی برای نوشتن از آن الهام می گیرم. زنده بودنم بی معنی شده.امیدوارم در زندگی بعدی هم یک نویسنده باشم (دوست نویسنده گئورگ دریمن که اعلام می شود خودکشی کرده)
  • این مردم لیاقت آزادی را ندارند. آنها به هرچیز که در اطرافشان قرار داره عادت می کنند حتی اگر برایشان غیر قابل باشه (دوست نویسنده گئورگ دریمن که اعلام می شود خودکشی کرده)
  • تو آدم بزرگی هستی نیازی نیست از کسی خواهش کنی. فدا کردن جسم برای هنر معامله خوبی نیست. تو برای اینکارت دلیل داری برای همین نمی توانم عقیده ات را عوض کنم (گئورگ دریمن خطاب به نامزدش که بهترین بازیگر زن آلمان شرقی است)
  • تا بحال دقت کردی آمار مرگ های طبیعی در دولت های سوسیالسیت بیشتر است. هرگز رژیمی مثل سوسیالسیت در تاریخ نبوده انها چشم از زندگی مردم بر نمیدارند. (دوست نویسنده گئورگ دریمن که اعلام می شود خودکشی کرده)
  • گاهی اوقات مرگ تنها راه حل است(دوست نویسنده گئورگ دریمن که اعلام می شود خودکشی کرده)

 

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/٩/۱٧
comment نظرات ()

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...

زمستان که می رسد حتی نفس که از درون سینه ات بیرون می آید بخار شده و چون دیوار جلوی دید تو را می گیرد . من این تصویر از شعر زمستان مهدی اخوان ثالث را خیلی می پسندم .

نفس، کز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
منم من، میهمان هر شبت، لولی‌وش مغموم
منم من، سنگ تیپاخوردهٔ رنجور
منم، دشنام پست آفرینش، نغمهٔ ناجور

 

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/٩/۱۳
comment نظرات ()

جــوهـر مـردانـگـی در طـیـنـت فـرهـاد نـیـســت

همیشه فرهاد را نمونه مجسم عشق و عشق ورزی دانسته ایم اما از قرار صائب تبریزی چنین اعتقادی ندارد.او می گوید فرهاد مرد نبود چون:)به نقل از سایت ویکی درج )

تیشه را بایست اول بر سر خسرو زدن

جوهر مردانگی در طینت فرهاد نیست

 

همین صائب در جایی دیگر فرهاد را یک هوس باز ساده و بی اراده می داند و می گوید:

هر که بر پای هوس تیشه زند کوهکن است

 

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/٩/۱
comment نظرات ()