رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

وصل تو کجا و من مهجور کجا

وصل تو کجا و من مهجور کجا

 دردانه کجا  حوصله مور کجا

 

هر چند ز سوختن ندارم باکی

 پروانه کجا و آتش طور کجا

 ابوسعید ابوالخیر

+ رضا حاجی آبادی ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳٩۳/۱٠/۱۳
comment نظرات ()

در حضیض هم می توان عزیز بود

" خط خون" در در اواخر دهه 60 شمسی برای بار اول خواندم. خوانش این شعر بلند توسط  دوست هنرمندم  مرحوم حمیدرضا شاهمحمدی که  از او خوانش "آرش" را نیز به یادگار دارم برایم خاطره شده است.

به یقیین خط خون بهترین شعر استاد موسوی گرمارودی است که من در ذهن دارم.بخش هایی از این شعر بلند را ازکتاب خط خون ، دکتر سید علی موسوی گرمارودی ، انتشارات زوّار انتخاب کردم.

درختان را دوست می دارم
که به احترام تو قیام کرده اند،
و آب راکه مهر مادر توست
خون تو شرف را سرخگون کرده است


شفق، آینه دار نجابتت،
و فلق محرابی ،
که تو در آن
نماز صبح شهادت گزارده ای .

 *

در فکر آن گودالم
که خون تو را مکیده است
هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم
در حضیض هم می توان عزیز بود
از گودال بپرس !

 

+ رضا حاجی آبادی ; ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳٩۳/۱٠/۱۳
comment نظرات ()