رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

دویست سال بمانم که چه ؟

صبح امروز رسانه ها خبر درگذشت سیمین بهبهانی -نیمای غزل ایران - را اعلام کردند

هر چند همه دوستدارن شعر او را بانوی غزل ایران می دانند و حق هم همین است .اما من این شعر سپید او را هم می پسندم.

 که چی ؟ که بمانم دویست سال
 به ظلم و تباهی نظر کنم
 که هی همه روزم به شب رسد
 که هی همه شب را سحر کنم
که هی سحر از پشت شیشه ها
 دهن کجی ی آفتاب را
 ببینم و با نفرتی غلیظ
نگاه به روزی دگر کنم

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/٢۸
comment نظرات ()

آمده ایم که بمیریم

صبح امروز رسانه ها خبر درگذشت سیمین بهبهانی -نیمای غزل ایران - را اعلام کردند. دوست شاعری برایم نوشت.

هیچ وقت "قرص‌"هایی که حال آدم را خوب می‌کنند نمی‌توانند جای "خوب‌"هایی که دل آدم را قرص می‌کنند بگیرند.

هنوز هم آواز "چرا رفتی؟" در گوشمان زنگ ‌می‌زند.

ما همه به قول سیمین بهبهانی "پیر ماه و سال" هستیم

" آمده ایم که بمیریم" زندگی برای ما دو نقطه است

زاد و مرگ ما دو نقطه ست
 در دو سوی طول یک خط
هر چه هست ، طول خط است
ابتدا و انتها نه
در میان این دو نقطه
 می زنی قدم به اجبار
 در چنین عبور ناچار
 اختیار و اقتضا نه

......

زاد ما به جبر اگر بود
 مرگ ما به اختیار است ....

+ رضا حاجی آبادی ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/٢۸
comment نظرات ()

هرگز با احمق ها بحث نکنید.

هرگز با احمق ها بحث نکنید.
آنها اول شما را تا سطح خودشان پایین می کشند،
بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند!

 

مارک تواین

+ رضا حاجی آبادی ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٦
comment نظرات ()

فقط یک ترسو چشم هایش را می بندد.

بستن چشم هایت چیزی را تغییر نمی دهد. هیچ چیز فقط به خاطر اینکه تو آنچه را دارد اتفاق می افتد نمی بینی٬ ناپدید نمی شود. در حقیقت بار دیگری که چشم هایت را باز کنی اوضاع حتی خیلی بدتر خواهد بود. دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم این چنین است. چشم هایت را کاملا باز نگه دار. فقط یک ترسو چشم هایش را می بندد. بستن چشم هایت و گرفتن گوش هایت زمان را متوقف نمی کند.

کافکا در ساحل 

هاروکی موراکامی 

مترجم: گیتا گرکانی

+ رضا حاجی آبادی ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/٢۳
comment نظرات ()

هر کسی درد را به به شیوه ی خودش حس می کند

فقط کسانی که مورد تبعیض قرار گرفته اند می دانند چقدر آزار دهنده است.

هر کسی درد را به به شیوه ی خودش حس می کند ، هر کس جای زخم های خودش را دارد.

کافکا در کرانه /

هاروکی موراکامی

+ رضا حاجی آبادی ; ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/٢۳
comment نظرات ()

یک تکه از خودت را نگه دار

هیچ وقت
یکی را با همه ی وجودت دوست نداشته باش!
یک تکه از خودت را نگه دار
برای روزهایی که
هیچ کس را
به جز خودت نداری...

- هاروکی موراکامی

+ رضا حاجی آبادی ; ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/٢۳
comment نظرات ()

سلاخ خلاص میکنه، صیاد گرفتار ...

- رضاخوشنویس : آب ازدست صیاد خوردن بهتره تا سلاخ
- قهوه چی: سلاخ خلاص میکنه، صیاد گرفتار ...
هزاردستان
علی حاتمی
1358

+ رضا حاجی آبادی ; ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/٢۳
comment نظرات ()

نشسته برف پیری روی مویت، دلم می خواست تا باران بگیرد

یک بیت از این شعر سیده تکتم حسینی را در گزارش مهدی قزلی از دیدار شاعران با رهبری دیدم و هر طور بود توانستم وبلاگ ایشان را پیدا کنم و سایر ابیات آن را نیز ببینم.

نشسته برف پیری روی مویت،  دلم می خواست تا باران بگیرد

تنت از خستگی خرد و خمیر است،  بیا تا خانه بوی نان بگیرد

 

ادامه مطلب
+ رضا حاجی آبادی ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۳/٥/٥
comment نظرات ()