رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

حالم بد است مثل زمانی که نیستی !

غلامرضا طریقی را سالها پیش علی محمدمودب به من معرفی کرد. از تصادف ماشینش گفت و اینکه او شاعری خوب ولی دور از مرکز است.کتاب"جهان غزلی عاشقانه است" را برایم فرستاد و همان سال چاپش کردم. خودم بیش از همه از این غزل که به تمام مادران تقدیم شده را پسندیم. حتی گاهی با خودم آن را زمزمه می کنم. طریقی را دوست دارم حتی اگر کتابش را بدون مشورت من به ناشر دیگری داده باشد. او شاعر خوبیست.

 

برای همه‌ی مادرهایی که نیستند:

حالم بد است مثل زمانی که نیستی !
دردا که تو همیشه همانی که نیستی !

وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای
وقتی که نیستی نگرانی که نیستی !  

عاشق که می شوی نگران خودت نباش
عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی !

با عشق هر کجا بروی حی و حاضری
دربند این خیال نمانی که نیستی !

تا چند من غزل بنویسم که هستی و
تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی !

من بی تو در غریب ترین شهر عالمم
بی من تو در کجای جهانی که نیستی ؟   
غلامرضا طریقی

+ رضا حاجی آبادی ; ۸:٢٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٩/۱۱
comment نظرات ()

ناگهان شد بر سر من خانه ی عشقم خراب!

 اصغر عظیمی مهر را با کتاب "همیشه حق با دیوانه هاست" شناختم.همت و همراهی این دوست ندیده در نمایشگاه کتاب استانی  از یادم نخواهد رفت. این غزل او را یکی از دوستان برایم فرستاد....

 

خشت خشت خانه ی تنهایی ام بوده ست «شعر»
بین خود با دیگران دیوار دارم میکشم

یوسف از حُسن خود از آن نابرادرها ندید
آنچه من از حُسن این اشعار دارم میکشم

کس نفهمید اینکه شعرم نعره ی روح من است
پشت هر شعرم به شکلی جار دارم میکشم

ناگهان شد بر سر من خانه ی عشقم خراب!
خویش را بیرون از این آوار دارم میکشم!

میکشد هرکس فقط یک بار؛ بار عشق را
من چرا این بار را صد بار دارم میکشم ؟!؟!؟!
اصغر عظیمی مهر


+ رضا حاجی آبادی ; ۸:۱۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٩/۱۱
comment نظرات ()

با چشمانت سخن بگو

 یک زن

اگر به جای دهانش

با چشمانش حرف بزند

هرگز تنها نخواهد ماند

 

ایلهان برک-شاعر ترک

+ رضا حاجی آبادی ; ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٩/۱۱
comment نظرات ()

بفهـم دیگر

بفهـم دیگر

شب ها دراز نیستند

این تـویی که تنهـایی ...

 

ایلهان برک-شاعر ترک

+ رضا حاجی آبادی ; ۸:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٩/۱۱
comment نظرات ()

بگذار تو را دوست بدارم

بگذار تو را دوست بدارم

زیرا که تو هم

به این دوست داشتن احتیاج داری

 

ایلهان برک-شاعر ترک

+ رضا حاجی آبادی ; ۸:۱٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٩/۱۱
comment نظرات ()

سارا سلام ! پاسخ گل تازیانه نیست

این غزل محمود اکرامی را در صفحه وبلاگش دیدم...

 

سارا سلام ! پاسخ گل تازیانه نیست
با ما بخنداگرچه که رسم زمانه نیست

سارا ببین بهار به سرشاخه ها رسید
ساراگل و بهار فسون وفسانه نیست

تنها تویی که از لب من شعر می شوی
هرکس که لایق غزل عاشقانه نیست

دریاعمیق هست ،ولی پیش چشم من ـ
مثل نگاه ساده ی تو بی کرانه نیست

گاهی مرا به یاد بیاور همین وبس
مرغی که عاشق است پی آب ودانه نیست

سارا برقص !بلکه جهان بارور شود
سارابخند! فصل خزان جاودانه نیس
محمود اکرامی


+ رضا حاجی آبادی ; ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٩/٤
comment نظرات ()

ﺷﻬﺮ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺳﺮ ﻣﻦ ﻋﺮﺑﯽ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ

محمد علی رضازاده را از طریق حمید حمزه نژاد شناختم. به گمان رضازاده جزو غزلسرایانی  است که کمتر به آنچه باید رسیده....شاید هم دوری از تهران و هیاهوهای رسانه‌ای و ...سبب این کم اقبالی باشد..اما او را بیشتر از شاعر بودن ..مرد خانواده می دانم..این غزلش را هم حمید برایم خواند..

ﺩﺭ ﺳﺮﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﯿﺮﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ
ﺷﻬﺮ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺳﺮ ﻣﻦ ﻋﺮﺑﯽ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ

ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻤــﻪ ﯼ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺩﺍﺭﺩ
ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﺟﻤﺠﻤﻪ ﯼ ﯾﮏ ﻭﺟﺒﯽ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ

ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﻧﮕﺎﻩ ﺗـــﻮ ﻫﻨﻮﺯ
ﻣﺮﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﺣﻠﺒﯽ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ

ﻣـــﺎﻩ ﺍﻓﺘـــــﺎﺩﻩ ﺑﺮ ﺁﺏ ﻭ ﻣﻨـــﻢ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺁﺏ
ﺍﺷﮏ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﻡ ﻭ ﺍﻭ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺒﯽ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ

ﮐﺎﺵ ﺁﻏـــﻮﺵ ﻣﺮﺍ ﻋﻄﺮ ﺗـــﻮ ﻣﻌﻨـﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ
ﺑﻮﺳﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻪ ﻟﺒﯽ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﯽ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ

ﺍﺯ ﺳﺒﺎ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﺑﻠﻘﯿﺲ ﺑـﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﺑﺎﺩ
ﺑﺮ ﺳﺮ ﺗﺨﺖ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻧﺒﯽ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ !..
ﺳﯿﺪﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽ ﺭﺿﺎﺯاده


+ رضا حاجی آبادی ; ٧:۱٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٩/٤
comment نظرات ()