رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

ما بی‌تو خسته‌ایم تو بی‌ما چگونه‌ای

این بیت مولانا را در محفل شعر و ترانه که با مدیریت سعید بیابانکی در فرهنگسرای اندیشه برگزار می‌شد از بانوی شاعری شنیدم.

به قول جناب بیابانکی اغلب ابیات مولانا امروزی هستند از جمله همین بیت که در ادامه کل غزل را خواهم آورد.

 

 ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ای
وی رشک ماه و گنبد مینا چگونه‌ای

 ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مست
ما بی‌تو خسته‌ایم تو بی‌ما چگونه‌ای


ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ای
وی رشک ماه و گنبد مینا چگونه‌ای

 ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مست
ما بی‌تو خسته‌ایم تو بی‌ما چگونه‌ای

آن جا که با تو نیست چو سوراخ کژدم است
و آن جا که جز تو نیست تو آن جا چگونه‌ای

 ای جان تو در گزینش جان‌ها چه می‌کنی
وی گوهری فزوده ز دریا چگونه‌ای

 ای مرغ عرش آمده در دام آب و گل
در خون و خلط و بلغم و صفرا چگونه‌ای

 زان گلشن لطیف به گلخن فتاده‌ای
با اهل گولخن به مواسا چگونه‌ای

ای کوه قاف صبر و سکینه چه صابری
وی عزلتی گرفته چو عنقا چگونه‌ای

 عالم به توست قایم تو در چه عالمی
تن‌ها به توست زنده تو تنها چگونه‌ای

 ای آفتاب از تو خجل در چه مشرقی
وی زهر ناب با تو چو حلوا چگونه‌ای

زیر و زبر شدیمت بی‌زیر و بی‌زبر
ای درفکنده فتنه و غوغا چگونه‌ای

گر غایبی ز دل تو در این دل چه می‌کنی
ور در دلی ز دوده سودا چگونه‌ای

ای شاه شمس مفخر تبریز بی‌نظیر
در قاب قوس قرب و در ادنی چگونه‌ای

 

+ رضا حاجی آبادی ; ٩:٤٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٥/٥/۳٠
comment نظرات ()