رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

مرگ حق است ولی به دست شما بسی مشکل

جواد طوسی می گویدتمام دیالوگ‌های علی حاتمی زیباست .دیالوگ آخر امیرکبیردر سلطان صاحبقران در حمام فین کاشان که کلام آخر اوست و پیامی است به همه نسل‌ها و دوران‌ها یکی از جملات ماندگار حاتمی است..  ؛

«مرگ حق است ولی به دست شما بسی مشکل، اما شوق از میان شما رفتن مرگ را آسان می‌کند».

 


دیالوگ‌های ماندگار «سینمای حاتمی» به انتخاب اهالی هنر
 

 گروهی از چهره‌های فرهنگی-هنری و اهالی سینما، دیالوگ‌هایی را از بین دیالوگ‌های شاخص کارهای سینمایی و تلویزیونی «علی حاتمی» انتخاب کردند.
نگارش دیالوگ‌های فاخر و ادیبانه از ویژگی‌های فیلمهای مرحوم «علی حاتمی» است.همین موضوع باعث شده‌است که منتقدان به او لقب «سعدی سینما» را بدهند. برخی چهره‌های فرهنگی، هنری در آستانه سالگرد درگذشت این سینماگر، در گفت‌و‌گو با فارس، دیالوگ‌های برگزیده خود را از آثار این کارگردان بیان کرده‌اند.
- محمدرضا هنرمند:
در فیلم «مادر» چندین دیالوگ به‌یادماندنی وجود داشت، از جمله: «شب رو باید بی‌چراغ روشن کرد».
- محمد نوری‌زاد:
نگاه «علی حاتمی» به تاریخ، ما را متوجه گذشته خودمان می‌کرد و هیچ جامعه‌ای نیز بی‌نیاز از اندیشه گذشته خود نیست. در فیلم کمال‌الملک، مظفرالدین شاه دیالوگی دارد که می‌گوید:«اکثر عمر ما در دوران ولیعهدی گذشت و رسم پادشاهی را خوب نمی‌دانیم
- سعید امیرسلیمانی:
به نظر من زیباترین دیالوگ، یکی از دیالوگ‌های فیلم «کمال‌الملک» است که مظفرالدین شاه می‌گوید: «همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید» که من این دیالوگ بسیار دوست دارم و در زندگی روزمره نیز استفاده می‌کنم.
- عبدالله اسکندری:
دیالوگ «همه عمر دیر رسیدم» از سوته دلان که می‌توان گفت که یکی از ماندرگارترین دیالوگ‌های علی حاتمی است.
- عبدالحسین مختاباد:
دیالوگی مربوط به گفت‌وگوی کمال الملک با فرش باف با این مضمون که تقابل هنر شرق و غرب است و فروتنی و تواضع هنرمندان شرقی را به رخ می‌کشد؛ «استاد تویی! هنر این فرشه، شاهکار این تابلوست، دریغ همه عمر یک نظر به زیر پا نینداختم. هنر این فرش گسترده است. شاهکار کار توست یار محمد نه کار من
- حسن حسندوست:
دیالوگی مربوط به کمال‌الملک، که ناصرالدین شاه خطاب به مدیر مدرسه هنر می‌گوید «هنر مزرعه بلال نیست، که محصولش بهتر شود از ستاره‌های آسمان هم یکی می‌شود کوکب درخشان، الباقی ای، سوسو می‌زند»
- فرهاد فخرالدینی:
من فقط در کمال‌الملک با ایشان کار کردم فکر می‌کنم تمام دیالوگ‌های علی حاتمی زیباست و من واقعا نمی‌توانم یکی را تفکیک کنم، علی حاتمی اصلا به لحاظ دیالوگ‌هایش شهرت داشت دیالوگ‌هایی روان و صریح.
-عزت‌الله انتظامی:
من نمی‌توانم تنها یکی از دیالوگ‌ها را مجزا کنم زیرا تمامی دیالوگ‌ها زیباست و اینکه نمی‌توانم تنها یک یا چند جمله در بیان شخصیت علی حاتمی بگویم، باید ساعت‌ها در مورد حاتمی صحبت کرد تا بتوان حق مطلب را ادا کرد.
- فتحعلی اویسی:
دیالوگ بسیار زیبایی از «دلشدگان» از علی حاتمی که همیشه در خاطرم هست «آیین چراغ خاموشی نیست».
- محبوبه بیات:
تمام دیالوگ‌های علی حاتمی بسیار زیباست به ویژه تمام دیالوگ‌های اکبر عبدی در فیلم «مادر» به ویژه سکانس‌های مربوط به صحنه حمام، که دیالوگ‌های عبدی به صورت برعکس نوشته شده که این موضوع دیالوگ‌نویسی بسیار دشوار است.
- جواد طوسی:
تمام دیالوگ‌های او زیباست. دیالوگ‌های فیلم خواستگار که مهجور ماند به ویژه دیالوگ‌های رضا خاوری و اگر بخواهیم یکی از دیالوگ‌ها را به عنوان ماندگارترین انتخاب کنیم. دیالوگ «همه عمر دیر رسیدیم» و دیالوگ آخر امیرکبیر در حمام فین کاشن که کلام آخر اوست و پیامی است به همه نسل‌ها و دوران‌ها. در سلطان صاحبقران ؛ «مرگ حق است ولی به دست شما بسی مشکل، اما شوق از میان شما رفتن مرگ را آسان می‌کند».
- شاهرخ دولکو:
فکر می‌کنم که ماندگارترین دیالوگی که در ذهن همه هم هست «همه عمر دیر رسیدیم» است در سوته‌دلان و یک دیالوگ زیبای دیگر از همین فیلم که بسیار بامزه است. «ما هر دو از یک خمیریم ولی تنورمان علی حده است».
- چنگیز جلیلوند:
دیالوگی که لوتی و بابا شمل اول فیلم راجع به مراد و مرید صحبت می‌کنند. دیالوگی است شعر گونه و بسیار زیبا «لوتی امشب دل پردردی داره، ناله سردی داره زیر سایه علی، دیو جلودارش نیست».
- رضا درستکار:
همه دیالوگ‌های حاتمی زیبا و ماندگار است. منحصر دیالوگی در «سوته دلان» که در پایان فیلم حبیب ظروفچی به برادر مرده‌اش می‌گوید «همه عمر دیر رسیدیم» و باید بگویم همچنان «همه عمر دیر رسیدیم» و این وصف حال اهل هنر است و وصف حال علی حاتمی و همه ما.
- محمدرضا دلپاک:
دیالوگی در فیلم کمال‌الملک. صدر اعظم می‌گوید: تو می‌خواهی جای ما را بگیری؟، کمال‌الملک می‌گوید: «من آرزو طلب نمی‌کنم، آرزو می‌سازم».
- جلال مقامی:
تمام دیالوگ‌های حاتمی زیباست، دیالوگ‌های حاتمی مانند غزلی است که کل غزل زیباست.
- جهانگیر الماسی:
ابتدا از نظر من ماندگارترین دیالوگ علی حاتمی زندگی اوست و ماندگارترین دیالوگ، دیالوگی کوتاه از «کمیته مجازات». جایی که می‌گوید: «این ملت خواب، این ملت بنگی و افیونی و خواب» علی حاتمی برگذشتگان ما خرده می‌گیرد که چرا به جای مبارزه عقب نشستند و اسیر افیون شدند.».
- حمیده خیرآبادی:
تمام دیالوگ‌های او شیرین و جذاب هستند و در ذهن حک می‌شوند. طی همکاری که من در حسن کچل داشتم هم چنین اتفاق افتاد. در «حسن کچل» دیالوگ بسیار زیبایی به یادم هست: «شاعر و تاجر که با هم فرق نداره، تاجر ورشکسته شاعر میشه، شاعر پولدار میره تاجر میشه!».
- آیدین آغداشلو:
بسیاری از سکانس‌های سوته‌دلان به ویژه قسمت‌هایی که مجید تصنیف می‌فروشد و تصنیف‌هایی را که می‌فروشد می‌خواند و وقتی جمشید مشایخی حبیب را می‌بیند شروع به پراکنده‌گویی‌هایی در مورد خودش می‌کند که این قسمت بسیار زیبا در آمده است.
- مرتضی احمدی:
چه در سینما و چه در تلویزیون، دیگر کسی مانند علی حاتمی نیامد، دیالوگ‌های علی حاتمی مانند مینیاتوری بسیار زیبا بود، دیالوگ‌هایی بسیار روان که کسی با آنها مشکل پیدا نمی‌کرد.
منبع : خبرگزاری فارس
 
محمدابراهیم (با بازی محمدعلی کشاورز) در فیلم مادر (۱۳۶۸) وقتی که می بیند ماه منیر مادر را از سرکه خوردن پرهیز می دهد به او می گوید: «پرهیز مرهیزش میدین که چی؟ خورشید دم غروب آفتاب صلات ظهر نمی شه. مهتابی اضطراریه. دو ساعته باتریش سست. بذارین حال کنه این دمای آخر، حال و وضع ترنجبین بانو عینهو وقت اضافی بازی فیناله، آجیل مشکل گشاشم پنالتیه. گیرم این جور وجودا موتورشون رولزرویسه تخته گازم نرفتن سر بالایی زندگی. دینامشون وصله به برق توکل. اینه که حکمتش پنالتیه. یک شوت سنگین گله. گلشم تاج گله قرمزته! آبی آبلیموجات.» به کار بردن چنین تمثیل ها و تشبیهاتی البته گاه به بیان مقصود کمک می کند و موجب خلق عباراتی بدیع می شود اما وقتی که سراسر فیلم پر باشد از زبانی پرتکلف چه باید گفت؟ رحمان بوذری

    به موسیقی درونی و سجع این دیالوگ ها دقت کنید:
    همسر ابوالفتح: چطور می شد به دریا خوابید وقت توفان.
    یا:
    مجید: این مال و منال مفتی، همچی هلو برو تو گلو گیر نیومده، حاصل یه عمر جوب گردیه، آقامون ظروفچی بود، خودمون شدیم جوب چی.
    یا:
    محمد ابراهیم: پرهیز مرهیزش می دین که چی، خورشید دم غروب، آفتاب صلات ظهر نمی شه.
    این مثال ها گرچه نمونه ای از خروار دیالوگ نویسی علی حاتمی است، اما بخوبی نشان می دهد که وی کلام استعاری، بافت گفتاری و شفاهی ادبیات فارسی و آهنگین بودن کلام را که برگرفته از شناخت صامت ها و مصوت هاست (برای حاتمی انگار فطری بوده است) بخوبی می شناخته و تلاش می کرده این درخت تناور ادبیات را به یک هنر بصری تبدیل کند تا هم منویات درونی خود را این گونه بیان کرده باشد و هم به ادبیات شفاهی وفادار بماند.    
    حسن گوهرپور

+ رضا حاجی آبادی ; ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٩/۸/٢٩
comment نظرات ()