رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

پریا

بار اول صدای او را همراه با استاد شجریان در نوار رباعیات خیام شنیدم. حالا در سالمرگ او برشی از زندگی و یکی از اشعارش را مرور می‌کنم.

احمد شاملو (متولد ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه - درگذشتۀ ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ در فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد بود. شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌است.

یکی بود یکی نبود

زیرِ گنبذِ کبود

لُخت و عور تنگِ غروب سه تا پری نشسّه بود

 زار و زار گریه می‌کردن پریا

مثِ ابرایِ باهار گریه می‌کردن پریا.

 

یکی بود یکی نبود

زیرِ گنبذِ کبود

لُخت و عور تنگِ غروب سه تا پری نشسّه بود

 زار و زار گریه می‌کردن پریا

مثِ ابرایِ باهار گریه می‌کردن پریا.


شمایین اون پریا!

    اومدین دنیای ما

    حالا هی حرص می‌خورین، جوش می‌خورین، غُصه‌ی خاموش می‌خورین که دنیامون خال‌خالیه ، غُصه و رنجِ خالیه؟

 .

.

.

 

    دنیای ما قصه نبود

    پیغومِ سر بَسّه نبود.

    دنیای ما عیونه

    هر کی می‌خواد بدونه:

    دنیای ما خار داره

    بیابوناش مار داره

    هر کی باهاش کار داره

    دلش خبردار داره!

 

    دنیای ما بزرگه

    پُراز شغال و گرگه!

 

+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٢
comment نظرات ()