رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

و انسان هرچه ایمان داشت پای آب و نان گم شد

این شعر علیرضا قزوه را اگر اشتباه نکنم در کتاب از نخلستان تا خیابان دیدم. لحن حماسی این غزل را می پسندم

 

و انسان هرچه ایمان داشت پای آب و نان گم شد

زمین با پنج نوبت سجده در هفت آسمان گم شد


شب میلاد بود و تا سحرگاه آسمان رقصید

به زیر دست و پای اختران آن شب زمان گم شد

 

 همان شب چنگ زد در چین زلفت چین و غرناطه

میان مردم چشم تو یک هندوستان گم شد

 

 از آن‌روزی که جانت را اذان جبرئیل آکند

خروش صور اسرافیل در گوش اذان گم شد

 

 تو نوح نوحی، اما قصه‌ات شوری دگر دارد

که در طوفان نامت کشتی پیغمبران گم شد

  

شب میلاد در چشم تو خورشیدی تبسم کرد

شب معراج زیر پای تو صد کهکشان گم شد

 

 ببخش، ای محرمان در نقطه خال لبت حیران

خیالِ از تو گفتن داشتم، اما زبان گم شد

+ رضا حاجی آبادی ; ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
comment نظرات ()