رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

تشنه‌ تشنه‌ سوختیم‌، طاقتی‌ نمانده‌ بود

شاید این غزل سیدضیاالدین شفیعی را بتوان زبان حال بچه های جنگ دانست
 همان ها که با زخمهای جنگ زنده مانده اند و....
تشنه نشنه سوختیم طاقتی نمانده بود
از حماسه ها به جز جراحتی نمانده بود
 

تشنه‌تشنه‌سوختیم‌، طاقتی‌نمانده‌بود
از حماسه‌ها، به‌جز جراحتی‌نمانده‌بود

آسمان‌شکست‌و ماه‌، نخل‌را وداع‌کرد
صبح‌را ـ دریغ‌و درد ـ رغبتی‌نمانده‌بود

باد فتنه‌می‌وزید در مشام‌دشت‌ها
فرصتی‌برای‌استراحتی‌نمانده‌بود

کوه‌می‌گریخت‌، خیبری‌دوباره‌می‌رسید
آه‌، در قلندران‌جسارتی‌نمانده‌بود

یا که‌ذوالفقار در نیام‌قوم‌ما نبود
یا که‌بود و شور حاج‌همتی‌نمانده‌بود
+ رضا حاجی آبادی ; ۸:۱٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
comment نظرات ()