رقص واژه ها

واژه ها ،اشعار،نقل قول ها و جملات ماندگار

انسان فقط دو رد پاست برای خاک تا بمیرد

شعر مجنون سروده نادر پناه زاده را بار اول حدود سال 1370 شنیدم . ضرب آهنگ زیبای کلمات «ای جزیره ،جزیره، جزیره مجنون » مرا با خود به سالهای 65 و جزیره مجنون برد. بعدها بخشی از آن شعر را با یاد «شهید سید ابراهیم سادات» دوست دوران دبیرستان و همرزمم در گردان غواصی نوح  در داستان «ابراهیم» از مجموعه «خواب رنگها» آوردم.

چندی پیش به برکت فیس بوک توانستنم دوباره این شاعر عزیز را بیابم.می خواستم مطمئن شوم حافظه ام درست عمل می کند لذا برایش از خاطره شعر«مجنون» نوشتم و او هم در پاسخ نسخه پی دی اف کتاب «شنیدن درخت» را برایم ایمیل کرد.

بال‌هایت را

          پنهان نکن

ابراهیم کوچک من

تو در

دامن فرشته ها زنده مانده ای.

 انسان فقط دو رد پاست برای خاک

                        تا بمیرد.


بال‌هایت را

          پنهان نکن

ابراهیم کوچک من

تو در

دامن فرشته ها زنده مانده ای.

 

انسان فقط دو رد پاست برای خاک

                        تا بمیرد.

 

..

آیا دوباره تو را خواهم دید؟

ای جزیره معلق میان اقیانوس و آسمان

ای جزیره ، ای جزیره ،

                       جزیره مجنون

با آن چشمه‌ها کوچک خون آلودت

-          زخم‌هایت را می‌گویم.

کلمه ای بر زبان‌مان

                 روئیده بود

و ادا نمی شد

آن‌ها گفتند

زبانشان سوخت

لستخوان‌های شان،

تنها پلاکی ماند

با اعدادش

و ساعتی

 که چگونه چند ماه

عقربه‌هایش به تنهایی

چرخیده بود؟

.

.

بال‌هایت را

 پنهان نکن

ابراهیم کوچک من

بال‌های سوخته ات را ..

مشتی بر دهانم زدی

و من

دستت را بوسیده بودم.

 

+ رضا حاجی آبادی ; ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/۳/٢۱
comment نظرات ()