نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار، نه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

سایه زاتشکده ماست فروغ مه مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

/ 17 نظر / 1362 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدیه

واقعا زیبا بود ممنون[گل]

کوروش

در برابر این شعر هیچ چیزی نمی توان گفت.

دلتنگ یار...

بسیار زیبا و فوق العاده است...من عاشق این غزل هستم!

نیما

ممنونم شعر بسیار زیبایی است من هم واقعا مجذوب این غزل زیبای سایه ام همانا او شاعر سده هاست.....

دادا

بسیار زیبا و زیباتر اجرای این شعر توسط شکیلا

احمد اسدي

سلام و خداقوت. بسيار از شعر زيباي ابتهاج مبتهج شديم. و اين شعر برازنده امام حسين و زينب كبري سلام الله عليهما است.

بهاربانو

سلام نمازوروزه هاتون قبول ممنون ازاینکه این شعرروتووبتون قراردادین من خیلی ب این شعرعلاقه دارم.وخوشحالم ک کاملشوپیداکردم.بازم ممنون[گل]

سعید

متاسفم که شما روزنامه نگار هستی و صاحب انتشارات ولی شعری که گذاشتی پر از غلطهای املایی هست.