نان نیروی شگفت رسالت را مغلوب کرده بود

آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت
و سبزه ها به صحرا ها خشکیدند
و ماهیان به دریا ها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت

××××

خورشید مرده بود
خورشید مرده بود و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشده ای داشت
آنها غرابت این لفظ کهنه را
در مشق های خود
با لکه درشت سیاهی
تصویر می نمودند

××××

خورشید مرده بود
و هیچ کس نمی دانست
که نام آن کبوتر غمگین
کز قلب ها گریخته ایمانست

/ 2 نظر / 47 بازدید
انسان

شما سال 72 کار مطبوعاتیتونو شروع کردید پس سابقتون زیاده !! آخه ما اون سال تازه به دنیا اومدیم ! [عینک]

100 سال تهایی

سلام شاید باورتون د نشه اسمه وبلاگتون برام خیلی جالبه چون من توئی بیشتر متن هانئ ازش استفاده میکنم کاملا با شعری دکه اپ کرده بودین موافقم دوست دارم شمار رو به وبلاگم دعوت کنم و نظرتونو بدونم میشه بیاین؟؟؟؟؟؟؟؟