در دل و جان خانه کردی عاقبت / هر دو را ویرانه کردی عاقبت

من تو را مشغول می‌کردم دلا / یاد آن افسانه کردی عاقبت

عشق را بی‌خویش بردی در حرم / عقل را بیگانه کردی عاقبت

یا رسول الله ستون صبر را / استن حنانه کردی عاقبت

شمع عالم بود لطف چاره گر/ شمع را پروانه کردی عاقبت

یک سرم این سوست یک سر سوی تو/ دوسرم چون شانه کردی عاقبت

دانه‌ای بیچاره بودم زیر خاک / دانه را دردانه کردی عاقبت

دانه‌ای را باغ و بستان ساختی / خاک را کاشانه کردی عاقبت

ای دل مجنون و از مجنون بتر / مردی و مردانه کردی عاقبت

کاسه سر از تو پر از تو تهی / کاسه را پیمانه کردی عاقبت

جان جانداران سرکش را به علم / عاشق جانانه کردی عاقبت

شمس تبریزی که مر هر ذره را / روشن و فرزانه کردی عاقبت

/ 2 نظر / 138 بازدید
nasrin

خیلی عالی بود.

علی

هر دو را ویرانه کردی صحیح است