غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

 

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

نه قوتی که توانم کناره جستن از او

نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم

نه دست صبر که در آستین عقل برم

نه پای عقل که در دامن قرار کشم

ز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیست

جفای دوست زنم گر نه مردوار کشم

چو می‌توان به صبوری کشید جور عدو

چرا صبور نباشم که جور یار کشم

شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل

ضرورتست که درد سر خمار کشم

گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید

کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم

/ 2 نظر / 320 بازدید
سعید

البته کار استاد شجریان در محبوبیت این شعر اگر بیشتر از خود سعدی نباشد کمتر نیست که اگر نبود آواز دل نشینشان در آلبوم نوا مرکب خوانی من و شما هیچکدام به سراغ این شاه غزل نمی رفتیم