به دندان پشت دستم می نویسم دو ستت دارم

پری های خیالم ناگهان در رقص می آیند
که  تو - شعر مجسم- باز می آیی به دیدارم
 
دو زانو می نشینی روی زیر اندازی از چشمم
نگاهم می کند چشمی . که عمری کرد انکارم
 
دل من گرچه چشم زخمی اسفندیار .آخر ـ
مگر من می توانم از دو چشمت چشم بردارم؟

تو خواهی رفت و خواهم ماند با شعر و دوتار .اماـ
به دندان پشت دستم می نویسم دو ستت دارم

 

/ 0 نظر / 106 بازدید