یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

 یا علی گفتیم و عشق آغاز شد


از بیابان بوی گندم مانده است
عشق روی دست مردم مانده است

آسمان بازیچه ی طوفان ماست
ابر نعش آه سرگردان ماست....

باز هم یک روز طوفان می شود
هر چه می خواهد خدا آن می شود

می روم افتان و خیزان تا غدیر
باده ها می نوشم از جوشن کبیر

آب زمزم در دل صحرا خوش است
باده نوشی از کف مولا خوش است

فاش می گویم که مولایم علیست
آفتاب صبح فرد ایم علیست

هر که در عشق علی گم می شود
 مثل گل محبوب مردم می شود  .

تا علی گفتم زبان آتش گرفت
پیش چشمم آسمان آتش گرفت

.......

آسمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد در یا و طوفانی شدیم

بغض چندین ساله ی ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد
عشق مارا باز هم شرمنده کرد

یا علی گفتیم و گلها وا شدند
عشق آمد.قطره ها دریا شدند

یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم
مست از آن دستی که می دانی شدیم

یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت
کوفه در تزویر خود پایان گرفت.

کوفه یعنی دستهای ناتنی
کوفه یعنی مردهای منحنی

کوفه یعنی مرد. آری .مرد نیست
یا اگرهم هست .صاحب درد نیست

عده ای رندان بازاری شدند
عده ای رسوایی جاری شدند

آن همه دستی که در شب طی شدند
ابن ملجم های پی در پی شدند........

از سکوت و گریه سرشارم علی
تا همیشه دوستت دارم علی.

/ 4 نظر / 158 بازدید
ابراهیم- حاج محمدی

باد جاریست در اندیشه ی ابر ابر جاریست در اندیشه ی رود رود جاریست در اندیشه ی باغ باغ جاریست در اندیشه ی عشق عشق جاریست در اندیشه ی اقلیم وجود ریه ی شاپرک از بوی خوش یاس پر است شامه ی قاصدک از عطر اقاقی سرشار تار و پود همه هستی است زعشق !!!

ابراهیم- حاج محمدی

جریان دارد رود آبهائی که به سردی تگرگ ، یک بغل حسّ زمستان دارند و قناری هائی ، که به شادابی ارواح درختان مستند ، و نسیمی که زند طعنه به بابونه ی پیر ، همه غفلت زده از اینکه چه زود ، سپری می شود ایّام حیات !!! و چه با بی خبری می گذرند ، سالها از پی هم !!! غوکها تن به تن آسائی دریا دادند سارها خوشنودند که زمین مرطوب است من در این فکر که تبریک بگویم به بهار .....

بینام

سلام آقای اکرامی فر دبیر درس دانش و اقتصاد ما در دبیرستان بود. وقتی ایشون سر کلاس شعر میخوندن ما نادون ها پوزخند میزدیم. حیف قدرشونو ندونستیم.

سی سیب

سلام -خوب بود .امیدوارم موفق بشوید.موضوعات جالبی را نوشته اید.