افسانه بود معنی دیدار، که دادند

شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ

شب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هیچ


افسانه بود معنی دیدار، که دادند

در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ


خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات

مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ


روزی که دلی را به نگاهی بنوازند

از عمر حساب است همان روز و دگر هیچ


خواهد بدل عمر، بهار از همه گیتی

دیدار رخ یار دل‌افروز و دگر هیچ


#ملک_الشعرای_بهار

/ 0 نظر / 158 بازدید