من هم می میرم اما نه مثل ...

 

من هم می میرم

اما نه مثل حیدر

که از کوه پرت شد

پس گرگ ها جشن گرفتند

و خدیجه بقچه های گلدوزی شده را

در ته صندوق ها پنهان کرد

چه کسی اسبهای وحشی را رام می کند؟

 

 

 

 

من هم می میرم

اما نه مثل فاطمه

از سرما خوردگی

پس مادرش کتری پر سیاوشان را

در رودخانه شست

چه کسی گندم ها را به خرمن جا می آورد؟

 

 

 

 

من هم می میرم

اما نه مثل غلامحسین

از مارگزیدگی

پس پدرش به دره ها و رود خانه های بی پل

نگاه کرد و گریست

چه کسی آغل گوسفندان را پاک می کند؟

 

 

 

 

من هم می میرم

اما در خیابانی شلوغ

دربرابر بی تفاوتی چشمهای تماشا

زیر چرخ های بی رحم ماشین

ماشین یک پزشک عصبانی

وقتی که از بیمارستان بر می گردد

پس دو روز بعد

در ستون تسلیت روزنامه

زیر یک عکس 6در 4 خواهند نوشت

ای آنکه رفته ای...

چه کسی سطل های زباله را پر می کند؟

 

سلمان هراتی

/ 0 نظر / 36 بازدید