اگر این دلتنگی‌ها دست از سرم بردارد

 

"نامه سیزدهم"


سلام.
اگر این دلتنگی‌ها دست از سرم بردارد می‌خواهم برایت نامه بنویسم. نامه‌ای به رنگ یک شوق بی انتها.
شاید اگر جنس آب بودی نامه‌ام را بر رود می‌نوشتم.
اگر از خاک بودی بر گلبرگ‌های یک گل سرخ.
اما تو از جنس «دل » هستی و من باید بر پاره‌های دلم حرف‌هایم را بنویسم.
هر صبح به شمشادهایی که از دفتر شعرم سرک می‌کشند سلام می‌کنم و آن قدر شانه‌های خسته خورشید را تکان می‌دهم تا بیدارشود.
بعد رفتگر مهربان محله را صدا می‌کنم تا اندوه‌های کهنه‌ام را جمع کند.
قدم زدن در کوچه‌های دل آن هم شانه به شانه تو سعادتی‌ست که گاه و بیگاه در خانه‌ام را می زند.
حالا ولی بی هیچ حرفی به سمت پنجره می‌آیم تا طلوع واژه نامت را بر دفتر شعرم به نظاره بنشینم .
یادت باشد همیشه منتظرت هستم.

#عبدالرحیم_سعیدی_راد
کتاب: همین
#انتشارات_هزاره_ققنوس


برای عضویت  در کانال "رقص واژه‌ها"
از لینک  زیر استفاده  نمایید.
@vajehbazi



 

 

رقص واژه ها در تلگرام

/ 0 نظر / 52 بازدید